روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Wednesday, February 19, 2003

..........

امروز وقتي به تقويمت نگاه مي كني به سادگي مي خواني: چهارشنبه 30 بهمن و فكر مي كني كه فردا اسفند آغاز خواهد شد. امروز وقتي به تقويم نگاه مي كني بي دليل بوي لطيف بهار را حس مي كني. بوي آن جوانه ي ظريف سبز رنگ را بر آن درخت تكيده ي نا استوار، با ان تيره ي خميده اش كه با نكه پاره ي پارچه اي به تكيه گاهي چوبي بسته شده است. گمان نمي كنم پنجره را باز كني و نگاهي به بيرون بيندازي. شايد تقويم را ورق بزني و تعداد روزهاي تعطيل را در ذهنت تخمين بزني و حساب كني كه در ماه اسفند چقدر به حفوقت اضافه مي شود. نمي داني. نمي تواني بداني كه چقدر خوشبختي كه به يك تقويم ساده نگاه مي كني كه در ان روزها و ماهها و ساعتها تنها يك مفهوم دارند. اذان ظهر به وقت شرعي به افق تهران. يا تولد اين امام. يا روز ملي شدن صنعت نفت.

در خانه ي من ساعتها هميشه در حال تبديلند. به صفحه ي ساعت نگاه مي كنم و عددي كه آن عقربه هاي زاويه دار تداعي مي كنند را منهاي سه مي كنم. سن خوزه هنوز از سر كار به خانه بر نگشته است. با شش جمعش مي كنم. اروپا اكنون در تاريكي شب به انتظار خواب در رختخواب خود غلت مي زند. و ذهنم ناخودآگاه دو ساعت و نيم ديگر به ان اضافه مي كند. خوابيده اي. هميشه عميق مي خوابي. نگراني ها انگار در پشت ديوار خواب جا مي مانند و حتي صداي هياهويشان به تو نمي رسد. من بيدار دراز مي كشم و از گوشه ي چشم به تو نگاه مي كنم ... و هر صدايي مرا مي ترساند. .. و هرصدايي مرا از رخوت دل انگيز شبانه بيرون مي آورد و ديوار ها كوتاه تر و كوتاهتر مي شوند و آشوب و هراس سرريز مي كند... به پهلو مي غلتم و به تو خيره مي شوم. خوابيده اي. ارام. اما آشوب انگار از سر انگشتان من كه بر پوست تيره ي پشتت كشيده مي شود قطره قطره بر رويت مي چكد. كشاله مي روي و بيدار مي شوي ولبخند مي زني... وشب دور مي شود و دورتر و ديوارها باز سر به فلك مي كشند و همهمه ي نگراني ها در نجواي آراممان طنينش را از دست مي دهد. به ساعت نگاه مي كنم. خوابيده اي. و ديگر نگراني معنا ندارد. مي داني، من حتي درها را باز مي گذارم. نه. ديگر حتي آشوب معنا نمي شود و دلدادگي معنا نمي شود و شب زنده داري. همه چيز انگار با تو به خواب مي رود.

در خانه ي من هر ثانيه بارها و بارها تكرار مي شود و باز تكرار مي شود. در اينجا. در پيش تو. در جايي كه من و تو هرگز حضور نداشته ايم. در خانه ي من ديگر ماه معني معيني ندارد. ساعت معني معيني ندارد. و عشق معني معيني ندارد... هر حركت هر واقعه هر احساس هر رنگ هر صدا در هر لحظه تبديل مي شود به چيزي ديگر ... كسي به خانه مي ايد. كسي آن را ترك مي كند. هر ساعت بيست و چهار بار تكرار مي شود و هر ثانيه هشتاد و شش هزار و چهار صد بار. هشتاد و شش هزار و چهار صدبار دوري. هشتاد و شش هزار و چهار صد بار عشق. براي آن يك لحظه اي كه تو چشم بر هم مي گذاري. براي آن يك لحظه ي گمگشتگي. دستم را جلو مي برم و بر تنه ي روشن ديوار مي كشم و تيره ي پشتت در تاريك و روشن سحرگاهي به كشاله اي نرم كشيده مي شود. نگاهم به ساعت مي افتد. تازه بيدار شده اي گمانم. سلام.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******