روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Thursday, March 27, 2003

”آنكه گفت آري“ ... ” آنكه گفت نه“

من با اين جنگ مخالفم. در تظاهرات ضد جنگ شركت كرده ام و باز هم خواهم كرد. از شطرنجي كه امريكا در خاور ميانه بازي مي كند و نيروهاي مخالف را به جان هم مي اندازد و بعد هم از صحنه برشان مي دارد بيزارم. اين دار و دسته ي بوش و ديك چني؛ كه همه شان سهامدار كمپاني هاي نفت و اسلحه اند؛ را مطلقا دوست ندارم. اما بر خلاف گفته هاي غير دوستانه و گاهي توهين آميز برخي از كساني كه در نظر خواهي اين صفحه مي ايند و مي نويسند:‌” صدام جانت“ يا ”دچار عقده ي حقارت“ يا ... به نوشته هاي متفكريني كه اين جنگ را تاييد مي كنند بيشتر مي پردازم تا انان كه آن را رد مي كنند. هر گزينه اي يك سري مزايا دارد و يكسري معايب و اين جنگ هم از اين قاعده مستثنا نيست. آنچه كه مهم است براي من، قيمتي است كه براي اين همه مي پردازيم. بد نيست به عقايد هر دو طرف گوش كرد و مزايا و معايب اين جنگ را كه ديگر آغاز شده است شناسايي كرد. البته اگز قصدمان واقعا دست پيدا كردن به حقيقت باشد ... وگرنه ...

ديروز در نظر خواهي صفحه ام لينك دادم به يك نوشته ي دو قسمتي از اوريانا فالاچي ( بخش اول - بخش دوم) كه در ايران امروز چاپ شده بود؛ در طرفداري از دمكراسي غربي:

من از جنگ بيزارم. هر كتابی كه نوشته‌ام انباشته است از اين احساس تنفر و من حتی تحمل ديدن اسلحه را هم ندارم. و با اين حال من اين اصل يا بلكه بهتر است بگويم اين شعار را نمی‌توان بپذيرم كه هر جنگی غير عادلانه و غير مجاز است. جنگ عليه هيتلر و موسولينی و هيروهيتو عادلانه بود و مجاز. جنگ ريزورگيمنتو كه در آن اجداد من بر عليه مهاجمان به ايتاليا به نبرد برخاستند حق طلبانه بود و مشروع و همچنين نبرد استقلال طلبانه آمريكايی‌ها بر عليه انگلستان.

. انسانها بايد آزادی را توسط خودشان مستقر سازند. مردم سالاری بايد متكی به خواست خودشان باشد و در هر دو مورد يك كشور بايد بداند كه آنها شامل چه چيزهايی هستند. در اروپا جنگ جهانی دوم جنگی برای آزادی بود نه فقط به اين دليل ساده كه با خود تجربه‌های تازه‌ای به ارمغان آورد، يعنی آن تجربه‌هايی كه به آزادی و مردم سالاری معروف شده‌اند بلكه به اين خاطر كه آنها دو باره برقرار شدند زيرا مردم اروپا نسبت به آنها شناخت كافی داشتند. ژاپنی‌ها چنين شناختی نداشتند و اين يك واقعيت است كه آن دو گنجينه را بايد به نوعی در حكم يك عطيه دانست، بازپرداختی برای وقايع اسف انگيز هيروشيما و ناكازاكي. ليكن ژاپن مدت‌هاست كه فرآيند تجدد را آغاز كرده است و به جهان اسلامی تعلق ندارد ... امروز نيز بايد بگويم كه آزادی و مردم سالاری يكسره با بافت عقيدتی اسلام بيگانه است و همينطور با استبداد و دولت ديني. بدين ترتيب مردم چنين جوامعی دست رد بر سينه‌ی آزادی و مردم سالاری می‌زنند و حتی می‌خواهند كه آزادی و مردم سالاری غربی را از صفحه‌ی گيتی حذف كنند.

بدون هر گونه ترديدی من بايد در آلاموی جديد به آقای بوش و بلر بپيوندم. با اشتياق زياد بايد همراه آنها به نبرد برخيزم و بميرم. و اين تنها چيزی است كه من ابداً در آن ترديدی به خود راه نمی‌دهم.

... امروز سري زدم به نيما راشدان و ديدم او هم روز 5 فروردين چيزي نوشته است در همان حال و احوال :

دوستي تلفن کرده است و مي گويد : «فلاني چه نشسته اي که بدبخت شديم » پرسيدم: «خداي ناکرده اتفاقي افتاده برادر ؟» و دوست عزيز و نگران مي گويد که «اي بابا. مثل اينکه تو از همه جا بي خبري ! آمده اند آمريکا و انگليس براي ميليتاريزه کردن منطقه و منطقه نظامي شده است و منطقه ناآرام شده است و مگر نخواندي آن مقاله را که منطقه ناآرام و نظامي شانسي براي دمکراسي باقي نمي گذارد و ...» شما بجاي من بوديد، ‌چه مي گفتيد ؟ راستي که اين روزها برخي مقالات و نوشته ها - جدا چقدر بامزه شده اند - همين موضوع ميليتاريزه شدن منطقه و تهديد دمکراسي را ببينيد، جوري مي گويند که انگار که تا ديروز ايران، عراق، عربستان و سوريه مانند لوگزامبورگ و ليختن اشتاين و موناکو بوده اند که حالا چون قراراست صدام حسين با يک دولت منتخب منبعث از اراده مردمان جايگزين گردد - ديگر معجون مردمسالاري ديني دود خواهد شد و براي هميشه بدبخت خواهيم ماند. اين منطقه آرام آقايان نظريه پرداز که به تازگي ميليتاريزه شده است از بخت بد - در ربع قرن گذشته به تنهايي نيمي از اسلحه توليدي کارخانجات غرب و شرق را خريداري و انبار کرده است - حداقل سه يا چهار کشور آن تحت حاکميتهاي غيرپاسخگو و مادام العمر در شرف دستبابي به سلاح هسته اي اند - پيش خود فکر کردم اين بنده خدا حق دارد که مي ترسد منطقه ميليتاريزه شود. ... ادامه ...



















February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******