روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Sunday, June 22, 2003

دستم را مشت می کنم. خرده های شيشه و درد را در آن فشار می دهم. سرخ. سرخ. قطره های خون می چکند. يکی. يکی. مشتم را باز می کنم و يک قطره از کنار انگشت کوچکم آنجا که خط قلب شروع شده و در نيمه راه شکسته است، سُر می خورد و بر زمين می چکد. با سرانگشتان دست ديگرم، خُرده های قرمز شيشه را به نرمی پاک می کنم و به طرح کف دست نگاه می کنم. همان است. همان خطهای بيقرار با آن طرح زنجيره وارشان. سرختر شايد.

گفتم که تو آن راشکستی. گفتم که ديگر از چه حرف می زنی. گفتم من بر سر خُرده ها نشسته ام و فکر می کنم که هر چه که بوده است، ديگر خرد و خاکشيری بيشتر نيست. بريزشان دور خورده ها را پس... اگر تا اين حد برايت بی ارزشند .... و صدايت از تاسفی پر می شود که اين تو نيستی که از آن سرشاری. و من فکر می کنم به معجزه ی کلام، و اينکه که چقدر خالی است گاهی. و فکر می کنم که اين همان است؟ همان کلام که آغاز بود؟ کلام هم شکسته است انگار. همه چيز شکسته است.

به خُرده ها نگاه می کنم. در حيرتم که چيزی با آن کمال چگونه توانست تبديل شود به اين خاکستر. به اين ناچيز. يادم مي ايد روزي كسي می گفت: که شکسته تر که بهتر. که از کوچک شدن و حل شدن و پيوستن می گفت. که از زادن می گفت از خاکستر خود و از آن ققنوس افسانه ای... با پوزخندي در اينه نگاهش مي كنم: تا حالا شکسته ای؟... خُرده ها به سرانگشتانم می چسبند. سرخ. و من فقط نگاهشان می کنم. و کوچکی می ايد و ترديد می آيد و در مشت فشرده ی من زُق زُق می زند و من مشتم را باز می کنم و حيراني، سرخ و قطره قطره، از آن می چکد.

می دانی ... من از هر چه شکستنی بيزارم. از آن ظرف بلور گرد با تلالوی بيقرار نور روی لبه ی ظريفش. از آن گل برجسته ی خوش نقش که بر تنش نشسته است به انتظار شکستن. از صدای شکستن. سرانگشتانم را روی خط قلب می کشم. شکستگی هميشه آنجا بود. چطور نديده بودم؟ شکستگی بود ... شايد نه آغشته به اين خون. خون دل. می خندم. کافی نيست هنوز؟



















February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******