روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Thursday, September 23, 2004

يک نوشته ي نامفهوم

نمي دانم ... گمانم "مده آ" حق داشت. حتما حق داشت. بعد از آن زندگي ... بعد از آن عشق .... زندگي کردن مفهومي ندارد. روانشناسي و مصلحت طلبي دور آدم چرخ مي زند و از دهان اين يک و آن يک اندرز مي دهد: که چطور سرپا بماني ... که چطور درس بگيري و راه بيفتي ... مي گويد: نگاه کن! آسودگي اش را ببين! تو هم آسودگي را انتخاب کن ... بلند شو! بساز!

من مي دوم و بالا مي روم و مي افتم و مي خيزم .... اما ذره اي دور نمي شوم ... لحظه اي. يکي نيست شانه هايت را بگيرد و آنقدر سخت تکانت بدهد که عقل از آن کله ات بپرد ... يکي نيست که شانه هايم را بگيرد و آنقدر سخت تکانم بدهد که عقل به کله ام بازگردد. مي دانم. من نه مي خواهم و نه مي توانم که بروم. مي خواهم همينجا که هستم ... همينطور که هستم بمانم. و مي خواهم با اين حس که نه مي رود و نه حتي درم آرام مي گيرد بمانم. نه اينکه مي خواهم .... نه! نمي توانم. نمي شود. دليلي هم برايش ندارم. اصلا نمي دانم چرا تمامش نکردم. از سر غرور شايد. غرور نشانه ي حماقت است ... حتي در من که هيچ چيز هرگز رو به اين هياهوي دل آزار بيرونِ در نداشت. در من بود همانطور که عشق بود ... همانطور ناگزير .. همانطور دردناک. هه! عشق مايه ي شادي نبود ... اين يک هم مايه ي رهايي نبود.

تو يکجورهايي دلگيري. مي گويي: «مرد چگونه توانست برود؟» شانه بالا مي اندازم:‌«چکار بايد مي کرد؟» مي گويي که به نظرت اين به دور از مردانگي است. که مرد نبايد "مده آ" را در نيمه ي راه تنها مي گذاشت ... آن تلخي که هميشه در من بود و هست - همان که تو از دامنه ي گسترده اش با آن تاب تيره و سرد در عذاب بودي - به سطح مي ايد. مي گويم: «وقتي که اين يک مي خواهد که برود ... وقتي که زمان رفتن فرا مي رسد ... چه جايي هست براي نپذيرفتن آن ديگري.» و مي گويم که تقصير مرد نيست که تاب همراهي "مده آ" را ندارد. و غرور در من حرف مي زند:« مده آ بايد راه را مي رفت ... بي همراه.» ... مي بيني گاهي غرور از پذيرفتن بي نهايت سرباز مي زند .... گاهي از نفي آن.

سالها گذشته است. چند سال؟ .... نمي دانم. ده سالي شايد. فکر ميکنم که "مده آ" حق داشت. حتما حق داشت. بعد از آن زندگي ... بعد از آن عشق ورزيدن يکپارچه و بيواسطه .... زندگي کردن، اين روزمره گي بي مايه، مفهومي ندارد. دارد؟


* * * * *

پانويس: من به تو نگفتم ... که وبلاگم را با اسم "مده آ" شروع کردم. يکهفته اي هم در آن نوشتم ... اما نامش را عوض کردم به "ليلاي ليلي". نمي دانم ... در ميان همه ي زنان اين عالم که در تن من و ما درد مي کشند ... من مده آ را انتخاب نکردم. گمانم حالا مي فهمم چرا. توانش را نداشتم. توان يکي شدن با بي نهايت را. مي بيني ... مانده ام در ميانه.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******