روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Monday, June 13, 2005

من نمي دانم مي توانم راي بدهم يا نه ...در انتخابات قبلي مي خواستم به خاتمي راي بدهم، اما سفارت ايران در کانادا فقط يک صندوق راي گيري در اونتاريو و آنهم در شهر اوتاوا در نظر گرفت و نتوانستم ... اينبار هم تنها اگر راي گيري در تورنتو باشد مي توانم راي بدهم ... و راي خواهم داد.

مي دانم که خيلي از آدمهايي که حرفشان و تحليلشان را راجع به اوضاع ايران قبول دارم راي نمي دهند ... برايم فرقي هم نمي کند که اتحاديه ي جمهوري خواهان و ملي مذهبي ها و يا گنجي و باقي ... و يا در جهت ديگر هواخواهان موج مبلغين دمکراسيِ غربي که فرق يک Celeberty را از يک آزادي خواه يا Activist نمي دانند راي مي دهند يا نمي دهند. من راي مي دهم.

شايد چون در خارج از کشور زندگي خودم را و کار خودم را مي کنم. چون خودم را در ميان مولکولهاي جامعه ي سرمايه داري گم کرده ام (که از يک سو شيره ي جان انسان را مي مکد و تبديلش مي کند به چيزي به نام پول تا همان را در قالبهاي مصرفي بچاپد و به جيب خودش بريزد ... و با هزاران بازويش هيپنوتيزمش مي کند تا فراموش کند که در جهان چه بر سر کشورهاي دارنده ي منابع طبيعي و بر سر محيط زيست و اقتصاد جهاني مي آورد ... و چه بر سر انسان) و به خودم حق نمي دهم که آينده را روي شانه ي آنهايي بگذارم که در آن سرزمين خون دل مي خورند و از اين جا برايشان هورا بکشم:‌ «سازش نکنيد ... به سوي براندازي ... » و از جانشان و مالشان و از آينده ي نامعلومشان که من ديگر سهمي در آن ندارم داو بگذارم. نه. هزينه هاي ۵۷ را همه با هم پرداختيم. اين يکي را من نه توانش را دارم که بپردازم ... نه جراتش را. شايد هم براي همين هم هست که کشور را ترک کرده ام و آمده ام پي زندگي خودم. من به معين راي مي دهم چرا که به اصلاحات اعتقاد دارم ... و چيزي را که هزينه اش را من نمي دهم، طلب نمي کنم.

نمي پذيرم که راي من سد راه آزاديخواهي است. من حق راي دادن دارم ... همانقدر هم که ديگري حق دارد راي ندهد. انتظار معجزه ندارم و فردا هم از خطاهاي معين همانقدر خشمگين مي شوم که ديگران. اما آنها که معتقدند در دوره ي رياست جمهوري خاتمي کاري صورت نگرفته است ... به گمانم از سختيِ کار کردن در ايران - کار کردن و به ثمر رساندن - غافلند. من به معين راي مي دهم چرا که اگر اينکار اصلاحاتي را -حتي در حد آنچه که خاتمي انجام داد- موجب شود ... يا سد راه اصلاحاتي که جامعه از بنيان مي طلبد نباشد، کار کوچکي نيست ... آنهم با تلاشي که من مي کنم: "نوشتن يک اسم و انداختنش به يک صندوق".
باشد ... آنکس که جانش را و زندگي اش را در اين راه داو گذاشته است ... اگر براي خودش اين حق را قائل است که از حساب ديگران نيز داو بگذارد ... بگذار همت کند براي تغيير سيستم. من نه.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******