روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Tuesday, October 11, 2005

دلم براي بچه ها در ايران مي سوزد که عطش عشق را با قرارداد طولاني مدت و کاسبکارانه اي به نام ازدواج -نه سيراب که- نابود مي کنند. براي آنها که اين طرف اينکار را مي کنند نه. اينجا خودت هستي که تن مي دهي.... و روزي که در دفتري سند طلاق را امضا مي کني مي داني که خودت ... خود خودت بودي که فکر مي کردي که همه ي عمرت را با يکنفر سپري خواهي کرد. يک همراه ... يکنفر که هميشه هست ... و به خودت پوزخند مي زني. به ساده دلي ات و فکر مي کني:‌«زندگي کي اينقدر سخت شد؟»

زندگي در نظر من يک تجربه ي بي نظير نامکرر است-حداقل در اين قالبي که اين يکبار به دنيا آمده ايم- ... به دنيا مي آييم تا خودمان را پيدا - يا حالا تعريف- کنيم ... و زندگي را. حالا هزار چاله سر راهت کنده اند تا در آن بيفتي. مي فرستندت مدرسه. بعد دانشگاه. بعد سربازي. بعد ازدواج کن ... موفق باش. بيا موفقيت را تعريف کنيم. تا حالا چند بار وقتي ار کنار بي خانمان کثيف و ژوليده-پوليده ي گوشه ي خيابان که رد شده اي به خودت گفته اي که: «خداوندا شکرت که به من توانايي دادي که ....» ... که چي؟ ... جامعه يک سيستم امتياز بندي مزخزف و از پيش تعيين شده را در حلق ما فرو ميکند. فرو کرده است و من ناخودآگاه بي انکه بخواهم در هر ستون نمره اي براي خودم و براي تو مي گذارم: "تحصيلات ... حقوق ... مزيتهاي طبقاتي ... ثروت". و من امتيازها را با هم جمع مي زنم و انتخاب مي کنم. از بين گزينه هاي مورد تاييد. مورد تاييد خود خودم. و من چاه اينهمه بيهودگي را با صداي خنده ي کودکاني خردسال پر مي کنم ... با شوق يک سفر ... با يکجور بي حسي مداوم در گردهم جمع شدن هاي مکرر خانوادگي.

اگر فيزيک را دوست داري بايد دکترايش را بگيري ... اگر رياضيات را مي فهمي مهندس مي شوي ... اگر عاشق مي شوي معشوقت را با طناب هزار امضا به تختي پهلوي خودت مي بندي. اگر به دختري دل مي بندي بايد همه ات را ... همه ي آنچه را که داري و مي خواهي ... همه ي آينده ات را به او بدهي تا عشقت را بپذيرد: «تا مرگ ما را از هم جدا کند» و بعد هر دو با هم يکي مي شويد (يکي شدن حتي در ده سالگي هم به نظر من جوکي بود که بزرگ سالان جدي اش گرفته بودند). اگر مهاجري حتي فکر گذشتن از کوچه پس کوچه هاي شهرهاي دور افتاده ي خاور دور را از سرت بيرون کني و در يک شرکت ساختماني کاري مشابه کار مهندسي بگيري و از صبح تا شب اعداد را با هم جمع و تفريق کني و شب جايي ته دلت حس کني که: «من از خط گذشتم». خودت هم نمي داني کدام خط. .

مي دانم ... شايد مخالفت من با فلسفه ي ازدواج مرا در پذيرش خيلي چيزها سخت مي کند و بي انعطاف. شايد اين سرريز حس تحقيري است که در دل دارم نسبت به تو که آرامش را در جوهر تيره رنگ امضاهاي صفحات کاغذي يک قباله به خودت مستند مي کني. اصلا چرا اينها را نوشتم ... سالهاست که پذيرفته ام. شايد اين شعر نرودا باعث شد دلم براي بچه هاي کشوري بسوزد که بهاي يک تجربه ي عاشقانه را با زندگي شان مي پردازند. شايد براي اينکه دلم برايت تنگ مي شود.
هيچ فکر کرده اي که اينهمه بيراه در جهان هست که هرگز رد قدمهاي تو را نخواهد ديد. تو را که رهروِي هشيار راه هاي از پيش طي شده اي.

طفلکی ها

پابلو نرودا
برگردان از متن انگلیسی : روشنک بیگناه

چه چیزی لازم است تا در این سیاره
بتوان در آرامش با یکدیگر عشق بازی کرد؟
هر کسی زیر ملافه هایت را میگردد
هر کسی در عشق تو دخالت می کند
چیزهای وحشتناکی می گویند
در باره ی مرد و زنی که
بعد از آن همه با هم گردیدن
همه جور عذاب وجدان
به کاری شگفت دست می زنند
با هم در تختی دراز می کشند

از خودم می پرسم
آیا قورباغه ها هم چنین مخفی کارند
یا هر گاه که بخواهند عطسه می زنند
آیا در گوش یکدیگر
در مرداب
از قورباغه های حرامزاده می گویند
و یا از شادی زندگی دوزیستی شان

از خودم می پرسم
آیا پرندگان
پرندگان دشمن را
انگشت نما می کنند؟

آیا گاو های نر
پیش از آنکه در دیدرس همه
با ماده گاوی بیرون روند
با گوساله هاشان می نشینند و غیبت می کنند؟

جاده ها هم چشم دارند
پارک ها پلیس
هتل ها، میهمانانشان را برانداز می کنند
پنجره ها نام ها را نام می برند
توپ و جوخه ی سربازان در کارند
با مأموریتی برای پایان دادن به عشق
گوشها و آرواره ها همه در کارند
تا آنکه مرد و معشوقش
ناگزیر بر روی دوچرخه ای
شتابزده
به لحظه ی اوج جاری شوند.

Poor Fellows

Pablo Neruda

What it takes on this planet
to make love to each other in peace
Everyone pries under your sheets
everyone interferes with your loving
They say terrible things about a man and a woman
who after much milling about
all sorts of compunctions
do something unique
they both lie with each other in one bed
I ask myself whether frogs are so furtive
or sneeze as they please
Whether they whisper to each other in swamps about illegitimate frogs
or the joys of amphibious living
I ask myself if birds single out enemy birds
or bulls gossip with bullocks before they go out in public with cows
Even the roads have eyes and the parks their police
Hotels spy on their guests
windows name names
canons and squadrons debark on missions to liquidate love
All those ears and those jaws working incessantly
till a man and his girl
have to raise their climax
full tilt
on a bicycle








    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******