روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Thursday, April 20, 2006

دور دوم Heat قمبل هم آمد و به سرعت گذشت. جان دلم دو سه روزی را سخت گذراند. گوشهایش که معمولا سرد سردند داغ شدند و فرم ایستادنش تغییر کرد. طوری می ایستاد که انگار منتظر بود یک گربه ی نر رویش بپرد. جان دلم برای خودش بزرگ شده است. عاطفی تر. عمیق تر.

خسته ام. قمبلی نیمه های شب بالا سرم می آید و دهانش را که کمی هم خیس است روی پیشانی و شقیقه ام می کشد و روی تخت بپربپر می کند که : بیا با من بازی کن. و اگر سرم را زیر پتو ببرم با چنان صدای بلندی درست بالی سرم میومیو می کند که محال است بشود نادیده اش گرفت. من هم بلند می شوم و در تاریکی دنبال هم می کنیم. قمبل می رود و در جاهای مختلف پنهان می شود و من دنبالش می گردم و یکدفعه رویم می پرد و بعد پا می گذارد به فرار. می خنداندم با اداهای زیبایش.

نسرین می گوید: "این بچه گربه بزودی تبدیل می شود به یک بچه ی آدمیزاد". از آنجهت اینرا می گوید که قمبل را با خودم به مسافرت بردم. مجموعا ۱۳۰۰ کیلومتر را در موقع رفت و برگشت با ما در ماشین نشست. گاهی خوابید و گاهی بازی کرد و به جز یکبار که دستشویی داشت حتی یک میو نکرد (به جر یک جایی که من موقع رانندگی سوت می زدم و دو تا میوی قاطع و عجیب کرد که یعنی: خفه شو!) میوهایش را می شناسم. در کلبه ی جنگلی هم قمبلی از همه شادتر و اجتماعی تر یک لحظه از جمع جدا نشد. از شکارگاه جدیدش هم خوشحال بود. کلی مورچه ی درشت سیاه شکار کرد و با کله ای جنبان ملچ ملچ خوردشان. در آپارتمان خودمان سوسک ها را می خورد( که من سالهاست نمی کشمشان و با هم به خوبی و خوشی زندگی می کنیم) . به حیاط کلبه می رفت و به صدای پرنده ها گوش می داد. وقتی بچه ها تخته نرد بازی می کردند می آمد و بالای سرشان روی لبه ی مبل می نشست که نکند فراموشش کنند. قمبلکم نمی پذیرد که در هیچ کاری با من شریک نباشد.
شبها اما به اتاق خودم می امد و روی تخت به صورتی که قسمتی از بدنش به بدنم بچسبد می خوابید.

دیشب نیمه های شب، ماه از پنجره ی اتاق خوابم که هیچ پرده ای ندارد بیداد می کرد. ناآرام شد. شبهای مهتابی بیقرار می شود.به روی تخت آمد به بازی. چنگال هایش را زیر پتو فرو می کرد و سر انگشتان پاهایم را با چنگال هایش بیرون می کشید و دندان دندان می کرد.. روی تخت نشستم. روی پتو روی پاهایم به پشت دراز کشید و همانطور که مستقیم و یا حالتی عجیب در چشمانم نگاه می کرد با سر انگشتهای دستانم می جنگید. در همان حالت جنگ شادمانه رویش خم شدم. بوسه ام می داد. موهایم را با سر پنجه هایش می گرفت و صورتش راروی صورتم می گذاشت. با آن نگاه. ماه برای ساعتی شاهد بود.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******