روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Wednesday, May 3, 2006

یادداشت اول: برگشته ام به سال ۷۱ گمانم. درگیری های کاری ام زیاد شده اند و من شبها خسته تر از انم که حتی بخواهم کامپیوتر را در خانه روشن کنم. آن سالها اما هر چقدر هم که کار می کردم والیبال و کوچه گردی و کنسرت و سینما تعطیل نمی شدند ... حالا اما به خانه می روم و با "قمبل" بازی می کنم. تلویزیون را روشن می گذارم ( هر روز انگار بیشتر و بیشتر شبیه بابا می شوم ) ... به اخبار گوش می کنم و ... حرص می خورم.

در کانادا بعد از ۱۳ سال دولت محافظه کار روی کار آمده است. در همین ابتدا نقش کانادا در خاور میانه تغییر کرد. در زمان دولت لیبرال ما به عنوان Peackeepers یا نیروهای هوادار صلح در افغانستان و عراق بودیم ... حالا کانادا فرماندهی نیروهای Coalition را در افعانستان از امریکا تحویل گرفته است و خبرها و موضغ گیری های دولت در خصوص جنگ هر روز آزار دهنده تر می شود.

دولت محافظه کار در بودجه ی جدیدش ۲۷ مورد کاهش مالیات Tax Cut آورده است که در مجموع شاید نیم درصد به نفع مردم (و بیشتر به نفع Corporatations )باشد اما در عوض از بودجه ی لازم برای برآورده کردن تعهدات پیمان کیوتو کاسته است آنهم در کشوری که با توجه به افزایش قیمت نفت درآمدش به طور چشمگیری رو به افزایش است. در کنارش نخست وزیر جدید کانادا با امریکا یک معاهده ی نظامی امضا کرده است -در پشت درهای بسته- که به نظر می رسد که کانادا را به متحد نظامی امریکا تبدیل خواهد کرد. در بودجه ی جدیدی ۱.۱ میلیارد دلار (به عنوان بخشی از افزایش بودجه ی ۵ ساله ی ۵.۳ بیلیون دلار ی ) افزایش بودجه ی نظامی به عنوان «تقویت نقش نظامی کانادا در جهان» در نظر گرفته شده است

و و و و ...

یادداشت دوم: فردا دلقک به تورنتو باز می گردد. در تمام سالهایی که اینجا زندگی کرده ام این یک نفر -دلقک غمگین- را دوست گرفته ام. دلقک غمگین من همه چیز را از دریچه ی خاص خودش می بیند. سختی های راه را با دیدی عجیب و عمیق نگاه می کند. از کنار چیزها می گذرد بی اینکه چیزی بردارد ... بی آنکه چیزی بخواهد ... تنها می گذرد. و می ماند.

یادداشت سوم: صبحهای خوشمزه ای دارم. من قمیلی را توی Kuddler ش می خوابانم. Kuddler را روی تخت کنار خودم می گذارم و قمبلی شبها بعد از اینکه کلی روی من جست وخیز کرد خودش می رود و توی ان می خوابد. حدود ساعت شش صبح قمبلی بیدار می شود و کمی کش و قوس می رود. من دستهایم را روی لبه ی Kuddler می گذارم. مدتی لیسشان می زند بعد گاز می گیرد. با سر پنجه هایش دستهایم را می گیرد و نگه می دارد. بعد بلند می شود و می اید روی شکم من میخوابد و مستقیم و ممتد به من نگاه می کند. من بیدار هستم اما دیگر نمی توانم جم بخورم. قمبل به هر خمیازه ی من، به هر کوچکترین حرکت من حساس است. خوابم که حسابی پرید بلند می شوم و می گیرمش و فشارش می دهم و می بوسمش و با او کشتی می گیرم. شیطان می شود. دستهایش را زیر پتو فرو می کند و پاهایم را محکم می گیرد -در وافع پاهایم را محکم با همه ی تنش بغل می کند - و دِ گاز بگیر.
من با سر انگشتان پایم با او می جنگم. با کف پایم به او سیلی می زنم ... جا می خورد. بر می گردد و به من نگاه می کند و بعد ... محکمتر. صبحها من و قمبلی ربع ساعتی با هم بازی می کنیم.
بعد با من به حمام می اید و کنار وان روی سکو می نشیند. هر چند لحظه دستش را دراز می کند و پرده ی حمام را کنار می زند تا مطمئن شود من هستم و این صدا (صدای بلند اب می ترساندش) به من اسیب نمی رساند. من برایش اوازهای مسخره می خوانم. وقتی ساکت می شوم یک میو می کند که یعنی: "بخوان".
در بالکن را باز می کنم . در بالکن چند تا گلدان گذاشته ام و پرنده ای هم گاه و بیگاه روی نرده اش می نشینند. "قمبل" بازی کردن در بالکن را دوست دارد اما تا من در خانه ام کنار من می ماند. می داند که من خواهم رفت و هر روز سعی می کند مانع شود. کنارم می ایستد و ناخنهایش را در رانهایم فرو می کند (قدش به طور عحیبی بلند است). بلندش می کنم و فشارش می دهم. لبها و نوک دماغم را گاز می گیرد.
تا در آسانسور بسته شود صدای میومیو هایش به گوش می رسد.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******