روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Friday, May 5, 2006

دیشب شام را با دلقک و همخانه های تازه اش -که یکی شان دختر کولی است- خوردم و دیر به خانه برگشتم. دیر که ... حدود نه و نیم. قمبلی به طور عجیبی دلخور است و آن را با شیطنت بیش از اندازه نشان می دهد. از در که وارد می شوم برای ۵ دقیق یکضرب میومیو می کند. حساب دو تا از گلدانهایم را هم رسیده است. خاک گلدانها را همه جا ریخته. بغلش می کنم وفشارش می دهم و بالا و پایین می اندازمش. ماچش می کنم و معذرت خواهی. برایش غذا می گذارم. تا غذا را اماده کنم یکضرب و با صدایی گرسنه و آزرده میومیو می کند. اما لحظه ای که غذا را جلویش می گذارم پشت می کند و دمش را که به طور عجیبی دراز است بالا می گیرد و می رود. آزرده است و هیجان زده. گمان می کنم وقتی هوا رو به تاریکی می رود و من در ساعت معین باز نمی کردم می ترسد که شاید هرگز باز نگردم و وقتی که بالاخره باز میگردم هیجانش قابل کنترل نیست.

می رود و کنار گلدان بزرگ Dieffenbachia ی بینوا -که نیمی از خاک گلدانش را بیرون ریخته است- دراز می کشد و سرش را طوری روی پنجه هایش می گذارد که فقط چشمهایش پیدا هستند. به من نگاه می کند و منتظر می ماند تا من وضعیت را ببینم. عصبانی می شوم. بر سرش غر میزنم: «چرا اینطوری می کنی؟ ببین با گلم چه کرده ای؟» دور آپارتمان با سرعت زیاد می دود. چند لحظه طول می کشد تا میزان خرابکاری اش را کاملا براورد کنم. دل و جگر گلدانها را بیرون کشیده است و خانه را -که تازه تمیز کرده ام- به کلی کثیف کرده است. دادم در می آید. وقتی سرش داد می زنم اول سرش را بین دستهایش می گذارد -انگار قایم می شود- و با خوشگلترین نگاه دنیا نگاهم می کند. داد و بیداد من -که حالا دارم خاکها را تمیز می کنم و غر می زنم که چه و چه- ادامه پیدا کند، به دستشویی می رود و با حالتی عصبی خاکهای ظرف دستشویی اش را می کاود و آنها را با سر وصدا و خشونت از ظرف بیرون می ریزد. آنقدر با سر و صدا و عصبیت اینکار را ادامه می دهد تا من بالاخره دلم نرم شود. می روم و کنار ظرف روی زمین می نشینم . نرم با او حرف می زنم. نرم نرم آرام می شود و بیرون می آید. و شروع می کند به شیطانی. دور و برم می دود و از ساق پاهایم گازهایی نرم و کوچک می گیرد.

من خانه را مرتب می کنم و در تاریکی روی مبل دراز می کشم. چند لحظه آرامش. چند لحظه سکوت. با سرعت زیاد می دود و مثل یک جانور وحشی از روی من اینطرف و آنطرف می پرد و آخر سر هم شروع می کند به گاز گرفتن من. گازهایش نرم و بازیگوشانه اند و بیشتر برای تحریک من به بازی کردن. با هم مدتی طولانی می جنگیم. هنوز نمی تواند حرکات مرا پیش بینی کند و کلی ضربه می خورد. هیجان زده تر می شود و بیشتر حمله می کند. هزار دفعه می گیرمش و ماچش می کنم.
تا وقتی که بخوابم نمی گذارد یک لحظه نادیده اش بگیرم.

خسته ام. دیشب خیلی خوب نخوابیدیم. قمبل از نبمه شب بیدار شد. رویم بپر بپر کرد. گاهی زیر پتو خزید و مرا گازگاز کرد و گاهی بالای سرم نشست و صورتم را لیس زد و ریز ریز گازهای گرفت. سر انگشتان را لیس زد ... گاز گرفت ...چنگ زد. هوا که روشن شد کنار بالشم نشست و حرف زد. میو کرد .... سر و صدا در آورد. حرف می زد.
بعد از حمام برای خشک کردن موهایم می ایستم و به جلو خم می شوم و سرم را پایین می گیرم و موهایم را بر عکس شانه می کنم. می آيد و روی زمین درست زیر موهایم می نشیند. چشم از من بر نمی دارد. دستش را دراز می کند. رشته ای از ان را می گیرد و نگاه می دارد. بی هیچ حرکتی.
عجیب است یا احمقانه ... الان که در دفتر پروژه نشسته ام و این نوشته را می نویسم به او فکر می کنم. به قلب کوچکش که راهی برای فهمیدن ان ندارم. و به تنهایی اش.







    ( 0  )  P O S T E D    C O M M E N T S 














February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******