دوستم میترا اینرا برایم فرستاده است ...
وقتي چیزی را گم می کنی، تا مدتها نمی دانی که گم شده است . بعد از مدتها جایِ خالی اش را احساس می کنی، دنبالش می گردی، همه جا را زير و رو می کنی ... ولی نیست که نیست . فکر مي کنی که آن را کجا گذاشتی ؟ به یاد نمی آوري آخرین بار کی دستت بود ؟ از کی دیگر آن را ندیدی؟ فايده ای ندارد. . گم شده که گم شده.
من در مسیرِ این راه طولانی ، تو را کجایِ راه گم کردم ؟ کي گم شدی؟ غمناک آن که اصلا به ياد نمی آورم تا کجايِ راه تو را به همراه داشتم ؟ از کی دیگر همراهم نبودی؟