روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Wednesday, September 30, 2009

آدمها را می شناسد که کسی را دوست می گیرند تا دارایی شان را با او قسمت کنند ... او، تو که ناتوانی اش را.









    Tuesday, September 29, 2009

آدمها را می شناسد که به دنبال کسی می گردند که دوستشان بدارد ... او ، تو که دوستت بدارد..









    Sunday, September 27, 2009

آدمها را می شناسد که برای ماندن در وضع موجود بهانه می تراشند ... او، برای رها کردنش.









    Sunday, September 20, 2009

همه خوابند. یوسف هم. یواشکی از Cottage بیرون می روم. ماه تمام است و مثل قرصی بالای سر دریاچه و درختزارهای اطرافش می درخشد. از پله های چوبی طولانی پایی می روم و خودم را می رسانم به سطح اب. قایق را بر می دارم و می زنم به اب.

این هدیه ی دوباره ی یوسف است به من. شب ... و بیداری.

تنها صدا، پارو زدن من است ... و یک Loony که در دورها می خواند. از ماه دور می شوم ... پوست دریاچه آنقدر روشن هست که با زحمت راه را پیدا کنم ... خودم را می رسانم به بخش بزرگتر دریاچه و از پیچ و خمهای جزیره های میانی می گذارم. حالا رو در روی ماه هستم. رو در رو.
پارو می زنم و مستقیم در چشمهایش خیره می شوم. به چشمهای تو می ماند ... وقتی که خاموش در گوشه ای نشسته ای. و منتظر. و من نمی دانم منتظر چه ...

باز می گردم و قایق را در جای خودش می بندم و از پله های Boathouse بالا می روم. "حالی محالی" هستم و این می ترساندم ... این حس که دیگر سالهاست آرام گرفته است.
روی تراس چوبی که درست بالای سطح اب معلق است تاقباز دراز می کشم و چشمانم را مثل دریچه ای باز می گذارم ... و خیره می شوم به اسمان.
می دانی ... با ماه کامل ... آسمان شب هر چقدر هم که صاف باشد ... نمی شود ستاره ها را دید.
می خندم: "چزا اینقدر پر نوری امشب؟"

***



می خواهیم تا باشد . نزدیک باشد . تمام باشد . بدرخشد و شبمان را بکند مهتابی. پارو می زنیم و غزل می خوانیم ... و این هی تاب می خورد و دلبری می کند و نگاه را می جوید ... نمی شود آن هزاران صد هزار تا بیلیون تا ستاره ه ی چند میلیون برابر بزرگتر را دید.
شاید خسته میشوم.
چشمکی می زنم: " رو بر گیر" ... و شب تیره می شود.

***
تو را که نخواهم ... شب تمام می شود.
می شود راحت گرفت و خوابید.

***


نگاه من به ستاره هاست و تو رفته ای.
می خواهمت ... بزرگ یا روشن؟
نمی دانم.
به ستاره ها که دور کوچک و کمرنگ چشمک می زنند چشم می دوزم.
ماه می رود.
و ستاره ها هم.
درد شاید در همین "نمی دانم" هست ...
دوستش نداری ...
نمی دانم.

از پله ها بالا می روم ...
تنها هستم.
شب گذشته است.
آن شب که شب من و توست.
ماه برایم تمام شده است.
و ستاره ها هم.









    Friday, September 18, 2009

من و آب و یوسف و ماکارونی ...

video


video









    Monday, September 14, 2009

دوستم میترا اینرا برایم فرستاده است ...


وقتي چیزی را گم می کنی، تا مدتها نمی دانی که گم شده است . بعد از مدتها جایِ خالی اش را احساس می کنی، دنبالش می گردی، همه جا را زير و رو می کنی ... ولی نیست که نیست . فکر مي کنی که آن را کجا گذاشتی ؟ به یاد نمی آوري آخرین بار کی دستت بود ؟ از کی دیگر آن را ندیدی؟ فايده ای ندارد. . گم شده که گم شده.

من در مسیرِ این راه طولانی ، تو را کجایِ راه گم کردم ؟ کي گم شدی؟ غمناک آن که اصلا به ياد نمی آورم تا کجايِ راه تو را به همراه داشتم ؟ از کی دیگر همراهم نبودی؟















February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******