روزنگار یک مهاجر



سرخط
نامه بر




نت گردی
دلتنگی که می آید به این سادگی ها نمی رود پی کارش … نه با حرف، نا به شعر، نه با تو

مرا بکش پایین ... هر چه به نیامدن اصرار کردم ... و بیشتر و محکم تر بکشم پایین

قسم به پـ.ـروکـ.ـسی و آنچه می‌شکند
... و خواهید شکست، همچون فـیـ.ـلـ.ـترهایتان
(ســوره‌ی اولـ.ـتـ.ـرا، آیات 9 به بعد)


این همه روز دلم گرفته بود هیچ‌کدوم‌تون نپرسیدین چته؟ سه‌روزه صِدام گرفته هی می‌پرسین چرا؟







    Wednesday, October 28, 2009

A new season, a new chapter in life has begun ....

I feel like I have been blind ...
scared ... doubtful or resentful.

It's not enought to open your eyes ...
now it's time to open your heart, Leila.








    Sunday, October 25, 2009


ستاره ام سالها پیش از منظومه اش جدا شد ... با هجرتی که به خواست من نبود.
جدا ماندم ... سالها ... از هر آنچه که دوست می داشتم.
و جدایی اغاز رهایی شد.
و من دوست گرفتمش.
همچنان که تنهایی را.

تو آمدی ... ستاره از کهکشان قدیمی رها شد ...
رها شده ام ...در بیکران هستی ... در نیستی مطلق.

من از خاطرات شهری که از آن آمدم، و داستان عشق های ماندگارش پُــرم ... و از شوق آنها، که تو خواهی دید.





    Friday, October 23, 2009

گفت که :‌سر مست نِه اي، رو که از اين دست نِه اي
رفتم و سرمست شدم، وزطرب آکنده شدم
گفت که:تو زيرَککي، مست خيالي و شکي
گول شدم، هول شدم، وزهمه برکنده شدم
گفت که: تو شمع شدي، قبله ي اين جمع شدي
جمع نيَم، شمع نيَم، دودِ پراکنده شدم





    Monday, October 19, 2009



You know ... I have missed Iran all these years ... being in Tehran in the fall ... or going to "Shirpala" in winter ... and for years I lived dreaming of that very day when I could go back and say: "I am here to stay"
But ... what I miss the most here is that sense of "unconditional love" ... that raw crazed masochist mindless love ... what you can not find it here ...
... I could not find it here.

And so many many conditions which gives others satisfaction or guaranty ...
... its like an exam I am born to fail ... for that I am not made.

I miss being with you. always.






    Tuesday, October 13, 2009




آدمها را گاهی دیده ام که با هم همراه می شوند چون که یکدیگر را تکمیل می کنند ... یکی با نوعی وقاحت و زیاده گویی، و دیگری با نوعی نادانی و جبن کودکانه که به دیگری بیشتر قدرت می دهد ... و ترکیب گاهی بد هم کار نمی کند ...
احمدی نژاد مرا بیزار می کند چون هر دو روی این را در خود دارد ... حسی از بیزاری شخصی نسبت به او احساس می کنم ... در کنار همه ی مسائل سیاسی-اجتماعی مربوط ... و این بیزاری مسمومم می کند ... چرا که نمی توانم پشت سر بگذارمش.





    Monday, October 12, 2009

۹

برایت گفته بودم؟ دانستن چیزها هیچ از دردشان نمی کاهد.






۸

می دانی.... چیزهایی هستند که از من تواناترند ... از دانستن های من و خواستن های من و بایستن های من... چیزهایی هستند که من حضورشان را تنها با با صراحت بودنشان حس می کنم بی آنکه توان آن را پیدا کنم تا با آنها دست و پنجه نرم کنم ...

یکباره همه چیز تغییر می کند ... بی آنکه هیچ چیز تغییر کرده باشد ... و من هی گیج می خورم و به در و دیوار می خورم ...
"من با خودم می گویم: "می دانستم" ... و زن در آینه پوزخند می زند: "می دانستی؟"
برایش شانه بالا می اندازم. او هم.





    Friday, October 9, 2009

رفته ای.
نصفه نیمه و دست و پا شکسته همه چیز را گذاشته ای و رفته ای.

***

با این همه ... دوستت دارم.





    Tuesday, October 6, 2009

آدمها را می شناسد که با دل دادن، تو را از آن خود می کنند ... او، خود را از آن ات می کند.






    Sunday, October 4, 2009

آدمها را می شناسد که از بی مهری تو خشمگین می شوند ... او، از ناشکیبایی خود.





    Friday, October 2, 2009

آدمها را می شناسد که تو را از خاطر می برند... او، خودش را.





    Thursday, October 1, 2009

آدمها را می شناسد که اشتباهاتِ خود را از خاطر می برند ... او، اشتباهاتِ تو را.











February 2002 ___ March 2002 ___ April 2002 ___ May 2002 ___ June 2002 ___ July 2002 ___ August 2002 ___ September 2002 ___ October 2002 ___ November 2002 ___ December 2002 ___ January 2003 ___ February 2003 ___ March 2003 ___ April 2003 ___ May 2003 ___ June 2003 ___ July 2003 ___ August 2003 ___ September 2003 ___ October 2003 ___ November 2003 ___ December 2003 ___ January 2004 ___ February 2004 ___ March 2004 ___ April 2004 ___ May 2004 ___ June 2004 ___ July 2004 ___ August 2004 ___ September 2004 ___ October 2004 ___ November 2004 ___ December 2004 ___ January 2005 ___ February 2005 ___ March 2005 ___ April 2005 ___ May 2005 ___ June 2005 ___ July 2005 ___ August 2005 ___ September 2005 ___ October 2005 ___ November 2005 ___ December 2005 ___ January 2006 ___ February 2006 ___ March 2006 ___ April 2006 ___ May 2006 ___ June 2006 ___ July 2006 ___ August 2006 ___ September 2006 ___ October 2006 ___ November 2006 ___ December 2006 ___ January 2007 ___ February 2007 ___ March 2007 ___ April 2007 ___ May 2007 ___ June 2007 ___ July 2007 ___ August 2007 ___ September 2007 ___ October 2007 ___ November 2007 ___ December 2007 ___ January 2008 ___ February 2008 ___ March 2008 ___ April 2008 ___ May 2008 ___ June 2008 ___ July 2008 ___ August 2008 ___ September 2008 ___ October 2008 ___ November 2008 ___ December 2008 ___ January 2009 ___ March 2009 ___ April 2009 ___ May 2009 ___ June 2009 ___ July 2009 ___ August 2009 ___ September 2009 ___ October 2009 ___ November 2009 ___ December 2009 ___ January 2010 ___ February 2010 ___