روزنگار یک مهاجر





Email

HOME





    Tuesday, December 29, 2009




یادداشت فیسبوکی ۱:

جنبش سبز مسلح است، به دوربین فیلمبرداری و اینترنت.
ما یک اسلحه ی در مقابل رژیم داریم که کاراترین است: دوربین مان که قساوتشان را جاودانه می کند ... همانکه سعی دارند از ما بگیرندش و نتوانسته اند.
نگذاید کاری کنند که آنرا زمین بگذارید ... حالا به بهانه ی به دست گرفتن هر چیز دیگری.


یادداشت فیسبوکی ۲:

گاندی و ماندلا را از خاطر نبریم ... یکی با استعمار می جنگید ... یکی با آپارتاید ...
و پیروز شدند ...
شاید بگویند: دوره ی مصرف استعمار و اپارتاید به سر رسیده بود . رفتنشان لاجرم بود ...
خوب؛ دوران فاندامنتالیسم هم به سر امده ... باید برود. می رود

می دانیم که مبارزه ی غیر خشونت امیز یعنی: عدم همکاری با دولت ...

روزی که دیدید ......مردم اماده اند که تفنگ دست بگیرند ... بهشان بگویید سرکار نروند و منتظر باشد ... دولت از هم می پاشد ... اگر همه به این نتیجه برسند ...جکومتی نمی ماند ...

قبول که این حکومت جکومت ترور است ... قتل های زنجیره ای ... مرگ های مشکوک سران ... بمب گذاری های عجیب و غریب ... کشتن هر کسی که سرش به تنش می ارزیده ... برای سالها ... الان اگر عاجز است برای این است که مردم عادی بیرونند ... نگذاریم این معادله عوض شود ...

بیاییم امیدوار باشیم که هر روز مردم بیشتری از خانه بیرون می ایند و خشم خود را نشان می دهند ... و رو در روی لباس شخصی ها می ایستند ...اعتصاب می کنند و ...امیدوار باشیم که خشونت جامعه را به نابودی نکشد ... امیدوار باشیم و تلاش کنیم









    Sunday, December 27, 2009




هزار کاکلی شاد
در چشمان توست
هزار قناری خاموش
در گلوی من.

ای کاش عشق را زبان سخن بود.







*****

پانویس:این را حوالی انتخابات فیسبوکیده بودم ... الان دلم خواست بگذارمش اینجا ...
شاید برای دیدن برق شادی در چشمان این دختر زیبا ...
شاید برای یاد آوری به خودم که برق این چشمان را خاموش نتوانند کرد ...










تهران - عاشورای ۸۸
















    Saturday, December 26, 2009

تاسوعا هم گذشت ... به خروش و خشم. به سختی سرما خورده ام و تمام روز را پای اینترنت به خواندن و دیدن وقایع ایران گذرانده ام .... ناامید و امیدوار ... تنها و دور افتاده از این همه.
در این چند ماه گذشته اگر ارتباطات اینتر نتی ام با دوستانم در سراسر جهان نبود ... در این روزهای پراشوب، از تنهایی در این شهر با خیابانهای چندین بانده ی نادوست داشتنی و چلوکبابی های تاریک و کافی شاپهای بیقواره اش که مرا خانه نشین کرده اند، می مردم. روزها را می شمریم مابین ۱۳ آبان و ۱۶ آذر و روز قدس و تاسوعا و عاشورا ... و اضطراب در میانه ی این روزها برای این همه جوان در بند ... و این همه اعدام ... و فقر که ملت را در پنجه های خود می فشرد ...

این ویدیو روی فضای مجازی مربوط به انتخابات و کودتا در ایران کهنه شده است ... اما خوشگل است و دوستش دارم ...
دلم همچنان بیش از هرچیز برای سرزمین مادری ام تنگ است ... که برای رهایی می خروشد.











    Tuesday, December 22, 2009




یلدای تاریک و بلند در تنهایی و در سکوت و در تاریکی به سر شد. و روز فرا رسید. بی آن غوغای هراس که در خالی میان صداها و رنگها و چهره ها شنیده می شود.


من سالهاست که در بر هیاهوی کوچه بسته ام ... و زندگی جریان خودش را حالا در بستری دیگر، جایی عمیقتر ... بسته تر ... آرامتر پیدا می کند.
به دور از آن همنوایی که از تو خالی است. و از هر آنچه دوست می دارم خالی ست. خالی است. و من سپاسگزارم.

حالا اما شبها کوتاه می شوند و دلم برای انار و هندوانه تنگ می شود.
همین.


***

برایم اناری کنار بگذار. روزی برای خوردنش ... با تو خوردنش، باز خواهم گشت.









    Sunday, December 20, 2009

همه چیز می گذرد ... آن که فکر می کند دوستمان دارد ... و آنکه بیزاری می جوید ...
همه چیز می گذرد. تنها آنها می مانند که دوستشان داریم.









    Friday, December 18, 2009



به "ن.س." که آسمان دلش بارانی ست

می دانی جانم ... آسان نیست و آسانتر هم نمی شود.
شاید فقط می گذرد.

تنها می شوی و تنهاتر می شوی ...
و همه چیز را از دست می دهی ...
و خودت را هم.
"چطور می شود چیزی را از دست داد که هرگز به دست نمی آید؟
و چیزها همه یکجوری معنای خودشان را از دست می دهند ...
و چیزها همه یکجوری مفهوم می شوند ...
شفافتر.
نزدیکتر.

آسان نیست و آسانتر نمی شود
و خالی می شود.
و خالی می شوی.
تنها می شوی و تنهاتر می شوی و ...
همه چیز را از دست می دهی.
و خودت را هم.
دوست داشتن خودت را ...
و دوست داشتن دیگری را.


به پریدن از بلندی می ماند ...
قوانین خودش را دارد ... محتوم و پایدار.
اما
می شود فاصله ی تا در هم شکستن را شکیبا بود ...
یا تلخ یا گریان یا خشمگین ...
می شود طلب کرد
به واسطه ی قباله و سند ...
یا منطق اشیا ...
به واسطه ی قول ها و قرارها ...
و حقانیتی که تقدم یا تاخر وقایع ایجاد میکنند ...
باور به اصل اصالت غرایز آدمی؛ حسادت، یا تمامیت خواهی
و یا به هزار دلیل منطق پسند دیگر ....
خواست.
و گرفت و گرفت و گرفت بی آنکه سیر شد ...
بده ... بده ... بده.
می شود داد.
بگیر .. بگیر ... بگیر ...
و دیگری را زیر آوار خود له کرد ....
می شود خاموش ماند.
یا هزار دلیل برای مفهوم «حقانیت» تراشید.
می شود پشیمان شد، پشیمان ماند ...
سنگدل ... یا سنگیندل.
می شود رفت.
یا ماند.
مهربان .
... یا خشمگین.

***

من رفتم.


***

تمام می شود
همیشه تمام می شود و چیزی در تو می شکند.
خودت؟
نمی دانم.

بعد از آن دیگر خالی است.
در خاک آن چیزی نمی روید ...
نه عشق ... و نه دوستی.
آرامش است و تنهایی.

***

موهبتی است ...
آمده است تا رهایت کند ...
از مفاهیم ...
از چند و چون.
از خودت.
اگر که بخواهی.

صبور باش جان من .









    Tuesday, December 15, 2009

... ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد ...


















February 2002   ... March 2002   ... April 2002   ... May 2002   ... June 2002   ... July 2002   ... August 2002   ... September 2002   ... October 2002   ... November 2002   ... December 2002   ... January 2003   ... February 2003   ... March 2003   ... April 2003   ... May 2003   ... June 2003   ... July 2003   ... August 2003   ... September 2003   ... October 2003   ... November 2003   ... December 2003   ... January 2004   ... February 2004   ... March 2004   ... April 2004   ... May 2004   ... June 2004   ... July 2004   ... August 2004   ... September 2004   ... October 2004   ... November 2004   ... December 2004   ... January 2005   ... February 2005   ... March 2005   ... April 2005   ... May 2005   ... June 2005   ... July 2005   ... August 2005   ... September 2005   ... October 2005   ... November 2005   ... December 2005   ... January 2006   ... February 2006   ... March 2006   ... April 2006   ... May 2006   ... June 2006   ... July 2006   ... August 2006   ... September 2006   ... October 2006   ... November 2006   ... December 2006   ... January 2007   ... February 2007   ... March 2007   ... April 2007   ... May 2007   ... June 2007   ... July 2007   ... August 2007   ... September 2007   ... October 2007   ... November 2007   ... December 2007   ... January 2008   ... February 2008   ... March 2008   ... April 2008   ... May 2008   ... June 2008   ... July 2008   ... August 2008   ... September 2008   ... October 2008   ... November 2008   ... December 2008   ... January 2009   ... March 2009   ... April 2009   ... May 2009   ... June 2009   ... July 2009   ... August 2009   ... September 2009   ... October 2009   ... November 2009   ... December 2009   ... January 2010   ... February 2010   ... March 2010   ... April 2010   ...



******




******