میشود سلانه گذشتنت را ديد از پشت پنجرهی خيال. راه افتاد زير باران سرفه کرد سوت زد در آن تاريکی و جايی گم شد. میشود همهی اينها میشود "عباس معروفی ( +++ ) ( 0 ) P O S T E D C O M M E N T S Post a Comment << Home